على محمدى خراسانى

203

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

قد عرفت أنه لا وجه لتخصيص النزاع ببعض المشتقات الجارية على الذوات إلا أنه ربما يشكل بعدم إمكان جريانه فى اسم الزمان لأن الذات فيه و هى الزمان بنفسه ينقضى و ينصرم فكيف يمكن أن يقع النزاع فى أن الوصف الجارى عليه حقيقة فى خصوص المتلبس بالمبدإ فى الحال أو فيما يعم المتلبس به فى المضى . مقدمه دوم : اين مقدمه دربارهء تقسيم ذوات و موصوفات مقدّمه دوم از مقدمات باب مشتق دربارهء اين است كه ذوات و موصوفات دو دسته‌اند : 1 . ذواتى كه از امور قارّه و ثابته بوده و تمام اجزاء آنها مجتمع در وجود هستند و داراى دو فرد مىباشند : الف ) فرد تلبسى : فردى از ذات كه متلبس به مبدء بوده و وصف عنوانى براى آن ثابت مىباشد . ب ) فرد انقضائى : فردى از ذات كه تلبّس و اتّصاف به مبدأ از آن منقضى شده باشد . در هر دو صورت ذات همان ذات است و موصوف همان موصوف است . مانند زيدٌ ضاربٌ كه در هنگام اتّصاف و پس از زوال وصف ، ذات همان ذات است و زيد همان زيد است . چنين موردى قطعاً در نزاع اصولييّن در باب مشتق - كه آيا حقيقت در اعمّ است يا در خصوص ما تلبّس بالمبدأ فى الحال - داخل است . 2 . ذواتى كه از امور تدريجيّه بوده و هيچ‌گاه اجزاء آن اجتماع در وجود ندارد ، بلكه تا جزء قبلى معدوم نشود جزء بعدى نمىآيد . مانند زمان ، حركت ، سيلان ، جريان و . . . . اين‌گونه از ذوات دو فرد ندارند كه يكى تلبّسى و يكى انقضائى باشد بلكه يك فرد دارند كه تلبّسى است . حال در اين‌گونه موارد سه وجه موجود است : وجه اول : مشهور و مرحوم آخوند مىگويد : اين قسم نيز در محلّ نزاع داخل است و مبحث مشتقّ آن را نيز شامل مىشود . به بيانى كه در ادامه ( در « و يمكن حلّ الاشكال » ) خواهيم آورد . وجه دوم : صاحب فصول مىگويد : نزاع ، مخصوص اسم فاعل و مانند آن است و مشتقاتى از قبيل اسم زمان و . . . از محلّ نزاع بيرون بوده و در آنها بالاتفاق بايد اعمّى شويم و بگوييم : اسم زمان حقيقت است در اعمّ از ما انقضى عنه التلبّس ؛ زيرا امروز هم با فرا رسيدن عاشورا مىگوييم هذا اليوم مقتل الحسين عليه السلام ، يا سيزده رجب كه فرا مىرسد مىگوييم : هذا اليوم مولد الوصيّ عليه السلام يا روز 27 رجب مبعثُ النبى صلى الله عليه و آله و سلم و . . . ، با اين‌كه هزار و چند صد سال قبل قتل و ولادت و بعثتى اتفاق افتاده است . ولى الآن هم ما اين اطلاقات را داريم . پس حقيقت در اعمّ است . وجه سوم : بعضى به عكس كلام صاحب فصول معتقدند . صاحب فصول مدّعى شده كه اسماء الازمنة از نزاع در مشتقّ اصولى خارج است و در اينها بايد همگان اعمّى باشند . ولى اين بعض مىگويد : در اسم زمان همگان بايد اخصّى شده و بگويند اسم زمان وضع شده براى دلالت بر خصوص